به کی میگن "دیّوث"؟!

 

آیا تا به حال کسی بهت گفته: "دُیّوث؟!"

 

شمارو نمی دونم ولی اگه کسی ما لُرها رو با این لفظ خطاب کنه،دیگه خونش گردن خودش...حالا چند سؤال: "چند مورد دیّوث سراغ داری؟!" و اصلاً "به چه کسی دیّوث میگویند؟!"

 

معمولاً کسی رو که برای ناموسش مشتری جور کنه دیّوث  می نامند! با این اوصاف بازم کسی رو با این خصلت و این نام سراغ داری؟!

 

با ذکر خاطره ی زیر  و در ادامه،احادیث وارده،معنی واقعی دیّوث رو برا خود و شما بازگو میکنم تا اگه خدای نکرده ما هم جز این قشر از افراد بودیم ابتدا به ساکن توبه کرده و ثانیاً با کمی تفکر به این نتیجه برسیم که چه کار باید کرد تا دیگر در زمره ی این قشر از افراد نباشیم؟!

 

دو روز مونده به سال تحویل 1390،برای عیادت پدر بزرگم حاجی شیرزاد باوند(بزرگ طایفه ی زیلائی در شهرستان های کهگیلویه و چرام)،قصد شهرک سرسبز "نهم زیلائی" واقع در چند کیلومتری "شهر سرفاریاب" از توابع "شهرستان چرام" کردم.

 

بَوام(پدر بزرگم) به علّت کهولت سن به عارضه ی روحی دچار شده و در زبان عامیانه،عصبی شده به گونه ای که اگه کسی پیشش نباشه و اونو به حرف نیاره،به یه گوشه زل میزنه و میره تو فکر...هم خودش و هم دیگران میدونند که درمونش اینه که بستر و خونه رو کنار بذاره و بره تو دل اجتماع و طبیعت تا اینکه روحیه اش باز بشه ولی چه کنیم که انجام این کار براش خیلی دشواره.(ان شاءالله با دعای تو،حالش بهتر بشه)

 

وقتی رسیدم خونه ی پدر بزرگم،چند نفری برا عیادت،اومده بودن پیشش.پس خیلی مؤدبانه سلام و احوال پرسی کردم و تو دلم خدا خدا کردم که زودتر تشریفشونو ببرن. آخه ما در چنین مواقعی میگیم: " مهمون تیه و مهمون نیاره،صابخونه تییه و هر دِتاش" یعنی "مهمون چشم دیدن مهمون رو نداره،صاحبخونه چشم دیدن هر دو رو"

 

خلاصه اینکه اونا موندن و ناهار رو هم زدن تو رگ بعد تشریفشون رو بردن...بنده هم در این حسرت که نتونستم حسابی دلی از عزا در بیارم،آخه عاشق دست پخت مادربزرگم هستم. ولی خدارو شکر برای شام که همون غذای ناهار بود،تلافیشو در آوردم(جاتون حسابی خالی)

 

تا شب چندین نفر از دهدشت و همون شهرک نهم،برا عیادت،قدم رنجه کردند تا اینکه شبش یه اکیپ از فامیلای دور و نزدیک بنده،به خونه ی حاجی حمله ور شدند...توی ده،عروسی دخترِ برادر حاجی با یکی از پسرای خواهر حاجی(یعنی دختر عمه و پسر دائییه مادرم)،بر پا شده بود و این اکیپ به قصد آماده سازی برا رفتن به اون مجلس به اینجا اومده بودند.

 

لازم به ذکره بنده با عروسی های این دوره و زمونه میونه ی خوبی ندارم و تعداد عروسی هائی که رفته ام به اندازه ی انگشتان یک دستم هم نمیشه،برا همین خودمو با دوربین دیجیتالی که تازه خریده بودم(سونی S2100) سرگرم کردم تا مجبور نشم با بعضی از اون افراد که از لحاظ پوشش و حجاب،افتضاح و شرم آور بودن،هم کلام بشم.

 

دلم از بعضی پر بود به طوزیکه حتّی نتونستم به طور مؤدبانه جواب سلام دختر خاله های عزیزم رو بدم(اونا یه چیزی بین 3 تا 10 سال از من بزرگترن) که اتفاقاً یکی از اونا وقتی برای عید دیدنی اومده بودن خونمون،بهم گفت: "چرا وقتی ما اومدیم،(Paseta)پَسِتَه یعنی پشتت رو به ما کردی و مارو تحویل نگرفتی؟!"

 

و امّا بعد...!

بچه های یکی از فامیلای دورم،به همراه فامیلای نزدیکم(خاله هام) نیز شرفیاب شدند...دختر بزرگش که الان باید یکی دو بچه داشته باشه...گفت: "آقای بهگام میشه چند لحظه تشریف ببرید توی اون اتاق،پیش مردا"

 

اون موقع داشتم با پسر خاله ام(امید) که در مقطع راهنمائی درس میخونه حرف میزدم...در جواب اونا گفتم: "نمیرم ولی رومو میکنم اون ور"...خیال کردم مثلاً میخواد روسری اش رو عوض کنه ولی زهی خیال باطل...هر جوری بود خودم رو مشغول کردم و حتّی تا جائی که یادمه با پسر خاله ام رفتم بیرون ولی وقتی برگشتم با "یا الله" گفتنم که وارد شدم(کسی نگفت نیا داخل یا اینکه صبر کن)،اون دختر بی حیا دم و دستگاه آرایش خودش رو گذاشته بود دم دست و انگار که نه انگار یه نامحرم وارد شده...بنابراین تف تو ریا سرمو انداختم پائین و رفتم یه گوشه نشستم.

 

بعدش و قبل از تشریف فرمائی به مجلس عروسی،خواستم از خاله ی کوچکم به همراه دختر کوچولوش(تارا)،عکس بگیرم که یه دختر نیم وجبی(خواهر اون بی حیا)اومد کنارشون وایساد،چون حسابی موهاش بیرون بود با دستم اشاره کردم که سرتو درست کن(نخواستم مستقیم بهش بگم) آخه خواهرش پیشش بود(البت صد رحمت به بی حجابی اون کوچولو)،که اون دختر به جای پوشوندن موهاش،فقط یه کم مرتبشون کرد!. این دفه گفتم: "موهاتو میگم درست کن(یعنی بپوشون)" که با عکس العمل عجیباً غریبای اون مواجه شدم!

 

اون دختر نیم وجبی، وَریقَنا(varighana)،یعنی پاشو به نشونه ی اعتراض به زمین زد و رفت طرف خواهرش و گفت: "من اصلاً عکس نمیگیرم!"

 

میخواستم بیشتر بمونم و پرستاری پدربزرگم رو انجام بدم ولی همین که شصتم خبر دار شد که فردا پدر و مادر اونا برای شرکت در عروسی و هم احتمال قریب به یقین عیادت مجدد پدربزرگم،به ده بر میگردن،فلنگو بستم و پا به فرار گذاشتم تا اون آدم به اصطلاح مدعی ولی غافل از خونواده اش رو نبینم.

 

ان شاءالله خدا همه ی مارو در ردیف عاملین واقعی به قرآن و سنت منظور بداره

 

پیامبر(ص):
بوی بهشت از فاصله ی 500 سالگی آن استشمام می شود مگر دو طایفه که حتّی بوی آن را هم نخواهند شنید.

1- عاق والدین
2- دیّوث!

عرض شد: "ای رسول خدا،دیّوث به چه کسی می گویند؟"
فرمود: "کسی که زنش زنا بده و او هم بداند ولی جلوگیری نکند."

و در روایتی دیگر فرمود:
"
دیّوث کسی است که با انواع حرکات و رفتارها(مثل دست همسرش را در خیابان گرفتن،دست به گردن او انداختن،اجازه ی هرگونه پوشش جذاب و آرایشی را در جامعه به او دادن و ...) توجه نامحرمان را به ناموس خود جلب کند..."

و یا در خبری دیگر فرمود:
"
دیّوث کسی است که نسبت به همسرش یا دخترانش غیرت نشان ندهد و خانه اش محل برنامه های مبتذل و خلاف عفت باشد."

منبع: وسائل الشیعه 20/154 ، 20/327 و  14/109 - بحارالانوار 8/119 و  73/351 - الخصال سیخ صدوق ص 37 - الفقیه 3/444

 

پیامبر(ص) فرمودند:
مردی که زن خود را زینت دهد و از خانه خارج شود دیّوث(بی غیرت) است و زن اگر از خانه ی خودش با آرایش و زینت و خوشبو خارج شود و شوهرش با این کار او راضی باشد،به هر قدمی که از آن زن یا دختر در جامعه بر میدارد برای شوهرش یا پدرش خانه ای در جهنم بنا می شود. پس بال و پر زنان خودتان را کوتاه کنید و آنها را در بی حجابی و بی عفّتی بی پر و بال بگذارید،چرا که در کوتاه کردن بال و پر آنها هم رضایت خدا و هم سرور و شادی کانون خانواده و هم داخل شدن در بهشت بدون حساب و کتاب وجود دارد، وصیت مرا در مورد زنان خود حفظ کرده و بدان عمل کنید تا از شدت عذاب روز حساب نجات پیدا یابید و هر کس که این وصیت را در مورد زن و یا دخترش ترک کند چه حال و روز بدی در فردای قیامت در برابر پروردگارش خواهد داشت؟!

و فرمود: "زنان (بهترین) دامهای شیطان است."

منبع: بحارالانوار 100/249 - مستدرک الوسائل 14/159 - شرح نهج البلاغه الإبن ابی الحدید معتزلی 18/199

 

امام رضا(ع):
رسول خدا هفت دسته را لعنت می کرد بک دسته از آنها مردانی هستند که از زنان خود (و نحوه ی حجاب و عفت آنها) غافل باشند و این مردان دیّوث نام دارند.
منبع: بحارالانوار 76/116 - مستدرک الوسائل  14/291  و  14/341

 

امام صادق(ع):
سه دسته هستنتد که خداوند متعال در روز قیامت با آنها سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد نمود و در عذاب دردناکی خواهند بود.

زناکار پیر ، دیّوث(مرد بی غیرت) و زنی که بدون عذر از همبستر شدن با همسرش دوری کند.

منبع: الکافی 5/547 - الفقیه 4/21 - وسائل الشیعه  20/236 ، 20/327 و  14/175

 

امام صادق(ع):
بهشت بر مردان دیّوث و بی غیرت حرام است.
منبع: الکافی  5/537 - وسائل الشیعه  20/236 و 14/175 - کنزالعمّال 6/130

 

امام باقر(ع):
سه دسته هستند که نمازشان قبول نیست. یک دسته از آنها مردان دیّوث و بی غیرت هستند.
منبع: المحاسن 1/115 - وسائل الشیعه 20/328 و  14/248 - بحارالانوار 76/115 

 

امام علی(ع):
آیا حیا نمی کنید و برای زنانتان غیرت ندارید؟ آنها را به بازارها می فرستید تا مزاحم مردان نامحرم شوند.(آنها را فریب دهند)
منبع: الکافی 5/537 - وسائل الشیعه 20/236 و 14/174 - مشکاة الانوار ص 417

 

امام باقر(ع):
مردی محضر حضرت علی آمد و عرض کرد فدایت شوم،من شما اهل بیت را از قلب(از ته دل) دوست دارم. عده ای از حاضرین هم مدحش کردند ولی حضرت فرمود: دروغ می گویی،سه دسته هستند که ما را دوست ندارند(و بدون ولایت ما خواهند مرد)

1- مخنّث: یعنی مردی که از لحاظ پوشش و آرایش و پیرایش،خود را شبیه زنان کند.
2- دیّوث(مرد بی غیرت):
3- زنا زاده و یا کسی که مادرش در ایام حیض به او حامله شده است.

و سپس امام باقر فرمود:
"
این مرد سرانجام در جنگ صفّین در حالی که از لشکر معاویه بود به هلاکت رسید."

منبع: مستدرک الوسائل 2/19 - بحارالانوار 27/148

منبع: چهل حدیث پیرامون حجاب و عفّت زنان(به همراه آیات مربوطه) نوشته ی حمید احمدی جلفائی


نکته ی مهم:
عزیزانی که این مطلب رو خوندید مثل اون عرب نباشید که: "با انگشت اشاره،
ماه رو نشونش دادند و گفتند نگاه کن...ولی اون فقط به نوک انگشت طرف نگاه میکرد."

این مطلب رو نوشتم تا با احادیث مذکور،شاخصی قرار داده باشم برای خود و اطرافیامون برای اصلاح جامعه...خواهشاً اول همه ی نظرات رو بخونید بعد همون پیشنهاداتی که برای مواجه با فامیل دورم مطرح می کنید برای موردهائی که میشناسید که متأسفانه در جامعه ی ما کم هم نیستند،به کار ببرید.

یه سؤال:
حالا عزیز دلم با ذکر سه صلوات بهم بگو:

"به نظرتون پدر این دختر و امثالهم رو که نمونه ی یک دیّوث هستند رو چه گونه باید اصلاح کرد؟!"