هم کلاسی ها و معلّم هایم

خاطرات دوران تحصیلم

 

 

 

دوبیتی از حسن بهگام درباره ی معلّمبنده متولد 20/7/64 هستم ولی به دلیل اینکه نمی خواستن یه سال دیرتر برم مدرسه،شناسنامه ام را 29/6/64 گرفتند و از قراری نام اوّلیه ای که برام در نظر گرفته بودن "حیدر" بود...چون یه روز توی سند ازدواج والدینم به عبارت زیر برخورد کردم:

 

"تاریخ تولد حیدر 20/7/64"

 

 

 

فامیل خونوادگی ما بهگامه ولی بنا به دلایلی،فامیل پدر و چند تا از عمه هایم را در همان ابتدا یاوری اصل قرار دادند که بالطبع فامیل من نیز یاوری اصل بود ولی به اصرار یکی از عموهایم(یارمحمد بهگام) زمانی که کلاس اوّل دبیرستان بودم با درخواست به ثبت احوال دهدشت،فامیلی من،پدر و برادرام از یاوری اصل به بهگام تغییر یافت.

 

توضیح: ما 5 برادریم و خداروشکر خواهر نداریم.

 

حسن(64ی) – وحید(65ی) – شهاب(یا عابدین 67ی) – احد(6۸ی) – صمد(77ی)

 

چون حدود 16 سال با فامیلی قبلی زندگی کرده و مورد خطاب قرار می گرفتم تا به همین الان هرگاه جایی را امضا می کنم در کنارش این عبارت را نیز می نویسم.

 

H:B/y (حسن بهگام or یاوری اصل)

 

دوران تحصیل:

 

سال 70 و در سن 6 سالگی روانه ی مدرسه شدم.در بدو امر،چند صباحی رفتم دبستان امام خمینی(ره)،بعداً به دلیل اینکه راه دور بود مدرسه ام را عوض کردم و رفتم مدرسه ی ابتدائی میثم تمار که اتفاقاً تا خونمون تنها به عرض یک خیابون یک طرفه و یک خیابون 30 متری فاصله داشت.

 

مدرسه ی ما تا خونمون کمتر از 1 دقیقه فاصله بود،به طوریکه یادمه هر وقت موی سرمون را کوتاه نمی کردیم،معاون مدرسه آقای صدرالدین کشاورز به شوخی میگفت: "نمی تونستید زود بپرید پیش بابای حسن و 20 تومن بدید تا سرتون رو بزنه؟!"

 

شغل پدرم مغازه داری(سوپرمارکت) بوده و هست و اتفاقاً هنوز قیافه ی اون ماشین تراش قدیمی دستی،که با اون موهای منو کوتاه میکرد،تو ذهنمه.

5 سال اوّل ابتدائی را در مدرسه ی میثم تمار درس خوندم.مدرسه ی میثم تمار دهدشت،در چند سال اوّّل یعنی تا زمانی که سوم را به پایان رسوندم به صورت اجاره ای در یک واحد دو طبقه(متعلق به آقای "بازعلی دستلاف")،مستقر بود ولی بعد از احداث محل دائمی آن،به نزدیک دره ی سور(شور) دهدشت نقل مکان کرد.

هم اکنون مدرسه ی ابتدائی میثم تمار در شرق دهدشت و پشت کمربندی دوم و نزدیک دره ی شور(سور) واقع است.

رئیس و معاون مدرسه ی ابتدائی میثم تمار تا زمانی که بازنشسته شدن به ترتیب آقایان صفاری و صدرالدین کشاورز بودند و جالب اینه که،هر دوتا دسته بزن داشتند.... اونم از نوع شیلنگ آب،گاز و هرچی که گیرشون میومد.

یادمه کلاس چهارم یه بار رئیس مدرسه،آقای صفاری منو فرستاد که براش یه پاکت سیگار و نیز یه شیلنگ بیارم.منم خود شرینی کرده و یه شیلنگ سیاه توپر براش بردم ولی در راه رفتن به دفتر،با معلّم خودم آقای شاکری روبرو شدم.

ازم پرسید: "این چیه دستت؟" و منم شرح ماجرا را براش بیان کرم.

عکس العملش چی باشه خوبه.

هیچی جاتون خالی...شیلینگ را از من گرفت یکی زد توی دستم بعد از دیوار بلند مدرسه پرتش کرد بیرون و به خیالم،گفت: "تنبیه مال بچه ی حیوونه نه بچه ی آدم."

تا یادم نرفته بگم که بهترین معلم دوران ابتدائی ام همین آقای شاکری بود.چون اخلاق خوشش خیلی در من تأثیر گذاشت.ایشون آدمی لاغر اندام و ساده پوش بود که با تنبیه بدنی بینهایت مخالف بود.

الان وقتی میبینم یا میشنوم که در دوران ابتدائی اکثراً از خانم معلّم استفاده میکنند خیلی حسرت میخورم. آخه چه معنی داره که بچه های ابتدائی رو بدست یه عده معّلم عقده ای بی احساس مرد میسپرن تا اونم تمامی رفتارهای غلطی که والدین یا معلّمان پیشینشان بر سرشون آورده بر سر نوگلان این آب و خاک در بیارند.

معلّم کلاس اوّل:    آقای حمداد کریمی نژاد (سال 71-70)
معلّم کلاس دوم:    آقای باقری (سال 72–71)
معلّم کلاس سوم:  آقای فتحی (سال 73–72)
معلّم کلاس چهارم: آقای شاکری (سال 74-73)
معلّم کس پنجم:    آقای فروغی (سال 75–74)

رئیس مدرسه ی میثم تمار:  آقای علی صفاری
معاون مدرسه ی میثم تمار: آقای صدرالدین کشاورز

 

چند نکته در مورد معلمانم:

- خونه ی آقای کریمی نژاد نزدیک خونمونه و هر از گاهی ایشون را میبینم.

- آقای باقری یه ماشین تیوتای سفید(یا سبز) رنگ داشتند و هنوز میتونم نوک کلید ماشینشو روی سرم حس کنم...آخه تنبیه مخصوص ایشون،ضربه زدن به سر بچه ها،با سوئیچ ماشینش بود.

- آقای فتحی که انشاءالله خدا از سر تقصیراتش بگذره بدجور مارو میزد...توی کلاس سوم چند تا از بچه ها،اهل درس و مشق نبودن برا همین وقتی جهت جبران،فرصت می خواستن،آقای فتحی از دیگر بچه ها می پرسید: "کسی هست که ضامن اونا بشه؟ ولی بدونید که اگه فردا نخوندن ضامنا به جاشون کتک میخورن."

اتفاقا من و یکی از دوستام به نام مهدی خرام(محقق) که الان لباس روحانیت در بر داره،روی ضامن شدن،از هم سبقت می گرفتیم.

خیلی وقتا فقط برای کم نیاوردن از همدیگه هر تنبیهی که آقای فتحی وعده شو میداد قبول میکردیم...بچه بودیم و نمی فهمیدیم و معلّم ما نیز انگار خوشش اومده بود،بنابراین طبق معمول،همکلاسی ها درس نمیخوندن و ما دو تا کتکارو نوش جان می کردیم.

یکی از تنبیه های مخصوص آقای فتحی را براتون میگم ولی باور کنید نمیدونم چطور اون موقع که تنها 9 سال بیشتر نداشتیم،این تنبیه را تحمل میکردیم...به طوریکه چند سال قبل خواستم دوباره امتحان کنم ولی طاقتشو نداشتم که تا آخر انجامش بدم.

 

تنبیه مخصوص آقای فتحی:
ایشون خودکار یا مداد را مابین انگشتان دست قرار میداد جوریکه خودکار،زیرِ دو انگشت کوچک و سبابه(اشاره)،و روی انگشتای دوم و سوم قرار می گرفت(عکس مربوطه - دست خودمه).بعد با کمال بی شرمی دست ما را روی میز یا لبه ی پنجره قرار میداد و ...

 

1- با زدن یه ضربه ی محکم روی دست،باعث میشد که مداد یا خودکار بشکنه.

2- روی دست ما مینشست و از ما می پرسید: "درد داره"

 

دانش آموز حق ناشناسی نبوده و نیستم ولی تا جائی که یادمه ایشون بدجور معتاد شدن که اینم شک ندارم به خاطر ظلمی بود که به دانش آموزان خود روا می داشت!!!چون اینجانب همچون دیگر همکلاسی ها،تا اسم اون معلّم را میبردیم چیزی که از ته دل نثارش میکردیم فحش رکیک بود و نفرین!!!.

 

ولی حالا با تمام وجود و از ته دل از خدا میخوام که اگه هنوز زنده است عاقبت به خیر شه ولی اگه در قید حیات نیست،از سر تقصیراتش بگذره.

 

- آقای فروغی نیز بدجور دست بزن داشت به طوریکه بعضی تنبیه هاش هنوز از ذهنم محو نگشته،از جمله اینکه...

 

1- یکی از بچه ها رو که فامیلیشو نیز یاد دارم،جوری با سر کوبوند به تخته سیاه که تخته سیاه از جاش کنده شد و افتاد روی پسره!

2- برای اینکه ما رو بترسونه،بچه ی کوچیک خودشو با گرفتن دو گوشش!،از پنجره ی دو یا سه طبقه آویوان کرد.

3- یکی از بچه هارو عینهو حالتی که میخوان سر مرغ یا خروس را ببرند،زیر پاهاش قرار داد و میزد به گلوش.

 

معدل کلاس اوّل:     29/18         مدرسه ی ابتدائی میثم تمار سال 70

معدل کلاس دوم:      46/18         مدرسه ی ابتدائی میثم تمار سال 71

معدل کلاس سوم:   80/18        مدرسه ی ابتدائی میثم تمار سال 72

معدل کلاس چهارم: 01/19         مدرسه ی ابتدائی میثم تمار سال 73

معدل کلاس پنجم:   04/19        مدرسه ی ابتدائی میثم تمار سال 74

 

معدل اوّل راهنمائی:     28/19    مدرسه ی نمونه مردمی خواجه نصیرالدین طوسی سال 75

معدل دوم راهنمائی:    43/18    مدرسه ی نمونه دولتی جوادیه سال 76

معدل سوم راهنمائی:   19/18    مدرسه ی نمونه دولتی جوادیه سال 77

 

معدل اول دبیرستان:    38/17      دبیرستان شهید بهشتی سال 78

معدل دوم دبیرستان:    94/16    دبیرستان شهید بهشتی (رشته ی ریاضی و فیزیک) سال 79

معدل سوم دبیرستان:  00/14     دبیرستان شهید بهشتی (رشته ی ریاضی و فیزیک) سال 80

 

معدل کل دوره ی سه ساله ی متوسطه:   08/16

 

معدل پیش دانشگاهی:  63/12  پیش دانشگاهی آیت ا...خامنه ای(رشته ی علوم ریاضی) سال 81

 

در تاریخ 9/4/84 برای بار سومJ سر جلسه ی کنکور ریاضی نشستم و خوشبختانه در تاریخ 23/6/84 به وسیله ی دوستم آقای ابوذر هادی پور مطلع شدم که باید در نیم سال دوم 84 برم به دیار دارالولایه ی زابل.

 

سال ورود به دانشگاه ملی زابل در رشته ی ریاضی محض: بهمن ماه 1384

 

 

همکلاسی های دوران ابتدائی(سال 70 تا 75):

حسن بهگام(یاوری اصل) – سجاد علیزاده – حسن روزافزای –حسن غفاری مهر - علی کشاورز – صفری – حیدر روائی – جمال دستفال – حسن غفاری – مهدی خرام(محقق) – عسگری – عبدالمطلب رودساز – کریمی نژاد – بهنام کیوان نژاد – صدیف کیوان اصل – رضا عطایی – جواد کشاورز – امیر هدایتی – عباس دستلاف –  عادلگستر – مهدی صمیمی فر – سعید موسوی اصل - محمد موسوی اصل – خیراله بالیده

 

همکلاسی های اوّل راهنمائی نمونه مردمی طوسی(سال 75):

حسن بهگام(یاوری اصل) – حامد موسویان – علی موسویان فر – بهنام کیوان نژاد – صمد وحدتی فر – سعید وحدتی – حیدر مصلحی - صدیف کیوان اصل - تقوی -

 

 

همکلاسی های دوم و سوم راهنمائی نمونه دولتی جوادیه(سال 76 و 77 ):

حسن بهگام(یاوری اصل) – سجاد علیزاده – مسعود محقق – حشمت الله کشاورز – محمد محمدی – پیمان ضیائی – هادی عطائی – حامد موسویان – صادق شفقت پور – علی محنایی – فرهمند – محمد قبائی – محمد جواد قبائی – احسان شجاعی – لهراسب صادقی – مرتضی کریمی زاده – میثم نجیبی – جلال کاظمی – محمد علی شیرنژاد – حسن روزافزای

 

 

همکلاسی های اوّل دبیرستان شهید بهشتی(سال 78):

حسن بهگام(یاوری اصل) - سجاد علیزاده – مسعود محقق – علی کشاورز – محسن کشاورز – سعید خادم – حسین آرمین – مرحوم حمید صداقت زاده – حسن غفاری – ابراهیم جهانتاب – مسلم معادی فر – مصطفی فروزان – امین آذرخش – نصرت الله بژم – بهارشکن – غفار گنجی – یونس مظفریان – مهران دانائی – ایوب نمازیان – نصیر غفاری – احمدی نازمکان – حمزه جبیره – علی راستی – نواب لاهوتی

 

همکلاسی های دوم و سوم دبیرستان شهید بهشتی(79 و 80):

حسن بهگام(یاوری اصل) – سجاد علیزاده – حسن روزافزای – مرتضی کریمیان – مسعود محقق – حشمت الله فؤادی زاده – امیر حسین رحیمی نیا – ابوذر هادی پور – ذبیح الله صالحی پرور – مسلم پیوسته گر – امین الله خشجان – علی کشاورز – محمد بهشتی – جعفر خادمی نسب – سید حسن مقدم نژاد – امین آذرخش – صمد جهان کهن – مهران دانایی – سجاد دستفال – غلام حسن پارسه – مصطفی روئینیان – مجتبی داربو – مهدی شیخی – سیاوش پیلتن – عبدالله محقق -

 

 

افراد برتر بر اساس معدل کل سه سال متوسطه:

 

1- سجاد علیزاده = 39/16

2- حسن بهگام(یاوری اصل)= 08/16

3- حسن روزافزای=96/15

4- علی کشاورز = 79/15

5- مرتضی کریمیان = 69/15

6- ذبیح الله صالحی پرور = 59/15

7- مسلم پیوسته گر = 21/15

8- مسعود محقق = 15/15

 

 

همکلاسی های پیش دانشگاهی آیت الله خامنه ای(سال 81):

حسن بهگام – اضغر حجازی پور -

 

 

همکلاسی های رشتۀ ریاضی محض ورودی بهمن 84 دانشگاه ملی زابل:

 

خواهران:

فاطمه خراسانی(سیرجان کرمان) – سکینه مشایخی زاده(جیرفت کرمان) - فیروزه گودرزی(نور آباد ممسنی فارس) – زکیه(الهام) شادکامان(بجنورد خ شمالی) – مینا طالبی(شیراز) – مهدیه بحرینی نژاد(بافت کرمان) – مریم سیاسر(زابل) – عاطفه مظاهری(زابل) – فاطمه مشایخی پویا(زابل) – شهره شیعتی(شیراز) – معصومه ساقی(مشهد) – معصومه قاسمی روشناوند(گناباد) – عفت محمد علیپور(دوگنبدان ک-ب) – فروغ غلجائی(زاهدان) – سمیه محمدی(زرقان فارس) – مهدیه محمودی(زابل) – شریفه مستمند(مشهد) – فاطمه گلی(زابل) – سهیلا شهرکی قلعه نو(زابل) – فهیمه کاظمی(زاهدان) – زینب اسلامی(نیشابور خ رضوی) – زینب خسروی(سراوان س.ب) – فروغ ارباب بیگی(زابل) -

 

برادران:

حسن بهگام(دهدشت ک.ب) – علی سپهوند(خرم آباد لرستان) - مجید احمدی گندمانی(قیرو کارزین فارس) – خدایار چیره(نورآباد لرستان) -محمد هادی(محسن) پوراکبر(فسا) – ابوالفضل ایرجی پور(نیشابور) - رسول کبیری(نکای مازندران) – شاهین شهبازی(اهواز) – کرامت الله شکری(شیراز) – امین معین زاده(زابل) - محمد برهود(آبادۀ فارس) – ایمان عادلی(جیرفت کرمان) – علی عابدی(داراب فارس) - مهران نیک آریا(خرم آباد لرستان) – هادی داور(زابل) – هادی شهرکی(زابل) – کمال مزید مرادی(نی ریز فارس) – امان محمد سعید(گلستان) – حسین نویدی(تهران) - ابوالفضل کمالی اناری(کرمان) – عبدالله راستبود(زابل) –

 

 

معلّمان اوّل راهنمائی سال 76 – 75 :

احمد رضا داورپناه(ریاضی) – محمدی(عربی،دینی و قرآن) – نیکپور(علوم) – کهنسال(فارسی) – صفدری(تاریخ،اجتماعی و جغرافی) – جهان باوند(حرفه و فن - دایی بزرگم) – رضائی(هنر) – ؟(ورزش) – خیبر(پرورشی) –

 

مدرسۀ نمونه مردمی خواجه نصیرالدین طوسی – علی دانش(رئیس) – فرخان(معاون)

 

 

معلّمان دوم راهنمائی سال 77 – 76 :

غلامی سوق(ریاضی) – علوی(عربی،دینی و قرآن) – حمدالله خواهش نیک(علوم ) – جوکار(فارسی) – مسعودی(تاریخ،اجتماعی و جغرافی) – وکیلی(حرفه و فن و آمادگی دفاعی) – دوستکام(هنر) – انصاری(ورزش) – شاهی سوق(انگلیسی)

 

مدرسۀ نمونه دولتی جوادیه – بهدادپور(رئیس) – دائی نیکروز(معاون)

 

 

معلّمان سوم راهنمائی سال 78 – 77 :

 غلامی سوق(ریاضی) – علوی و محمدی(عربی و دینی) – زعیمی(علوم) – جوکار(فارسی) – مسعودی و همتی(تاریخ،اجتماعی و جغرافی) – وکیلی(حرفه و فن و آمادگی دفاعی) – دوستکام(هنر) – موسوی (ورزش) – شاهی سوق(انگلیسی) – پروز(قرآن و پرورشی)

 

مدرسۀ نمونه دولتی جوادیه – زعیمی(رئیس) – محمدی(معاون)

 

استادانم در دانشگاه ملی زابل سال ۹۰ - ۸۴:

 لیست اساتیدم در دانشگاه زابل(دل نوشته ی هفدهم=خداحافظ زابل عزیز)


نکته ی مهم:
پرونده ی این مطلب همیشه باز است و ان شاءالله ادامه ی خاطراتم رو در پست های بعدی اضافه میکنم.