انتخابات دهم مجلس 94 استان کهگیلویه و بویراحمد
همان سه نفر قابل پیش بینی برای حوزه های یاسوج (حاج غلام محمد زارعی = اصول گرا) - گچساران و باشت (غلامرضا تاجگردون = اصلاح طلب) - کهگیلویه، چرام، بهمئی و لنده (مهندس عدل هاشمی = اصول گرا) به مجلس دهم راه یافتند که ان شاءالله عزم خود را جزم کرده علاوه بر وظایف قانون گذاری و نظارت، برای آبادانی این استان محروم تلاش کنند.
سامانه پیامک کهگیلویه و بویراحمد = smskb.ir
ماجرای رأی دادن بنده در هنرستان فاطمیه دهدشت:
وقت رأی دادن، زن صاحب خونه دقیقا پشت سرم بود و از این که به کاندیدش رأی نداده بودم کلی ناراحت شد.
اول صبح و تنها به قصد سرک کشیدن رفتم حوزۀ هنرستان فاطمیه دهدشت تا اگه خلوت بود همانجا رأی را بندازم توی صندوق و بعدش بروم کافی نت.
دیدم که تنها 20 تا 30 نفری بیشتر نیستند به خیالم خیلی سریع انجام تکلیف کرده و میزنم بیرون ولی ای دل غافل خبر نداشتم که مجبورن خیلی کند کار کنند که چند ساعته همه رأی ندن و بعدش بگن خبری نیست. 
خلاصه نردیک ساعت 10 وارد شدیم و شناسنامه را تحویل خانم پرندوار دادم.
کمی با افراد معرفی شدۀ کاندیدها صحبت کردم و ا زاینکه هنوز صبحونه نخورده بودند گله مند و وقتی گفتم اشکالی نداره عوضش اون 100 یا 150 رو به عنوان دستمزد بهتون دادن اینا یادتون میره، یکیش نارحن جواب داد که به معرفی شدگان کاندیدها چیزی نمیدن
و بعدش رفتم در بخش ثبت کامپیوتری و خانم مسئول داشت به دستفال توضیح میداد که چون کارت ملی همراه افراد نیست و کدملی نیز ندارند مجبورم با سریال شناسنامه اونارو ثبت کنم
.
دستفال به یه نفر دیگه گفت برو برگ آ 4 بیار شاید یه وقت لازم شد به صورت دستی کدملی افراد رو بنویسیم.
در این بین که خانمه شناسنامه رو برعکس می کرد تا سریال را بخونه و تایپ کنه، و ما نیز انگاری کافی نت داریم و هر ماه کلی ثبت نامی و حتی کد دانش آموزی افراد رو نیز از این سریال ها بدست می آوریم، گفتم خانم این پائین رو نگاه کن.
و در ادامه گفتم: "تقریبا دیگه پائین همه ی شناسنامه ها کدملی افراد رو نوشته اند و خیلی راحت کدملی اونارو میتونی ببینی و تایپ کنی.
"
خلاصه خودشو نباخت و بدون تیشکر کردن کدملی ام رو وارد سیستم کرد و دادش دست نفر بعدی.
(زن هست دیگر
)
سامانه پیامک کهگیلویه و بویراحمد = smskb.ir
نفر بعدی که اصلا لیاقت حضور در حوزه را نداشت زیرا که خیلی تابلو داشت به دوستم می گفتم هوای سید یعنی موحد رو داشته باش.
نفر سومی یا چهارمی که فامیلش کیان اصل بود بهش گفت حق نداری اینجا حرف بزنی یعنی تبلیغ کنی.
نفر اولی خیلی پر رو گفت حالا که تو گفتی یعنی خفه میشم؟!
خلاصه شناسنامه رفت دست نفر آخری که ناظر شورای نگهبان بود و بعد واریز بن برگه به صندوق و دقت به شناسنامه و مهری که زده شده اند، مارو هدایت کرد به جلو برای نوشتن برگه های رأی.
یه پیرمردی که جلویم بود و بی سواد گفت: "میشه برام رأی رو بنویسی؟"
همینجوری گفتم: "بده به اون آقا که ناظر بود تا برات بنویسه؟"
اتفاقا هم جناحیش بود ولی سریع به قانون واقف بود و گفت ما حق نداریم برای افراد تحت هیچ شرایطی رأی بنویسیم.
منم گفتم: "باشه اسم کی رو برات بنویسم؟"
آروم سرش رو آورد در گوشم و گفت بنویس : "موحد" و زود پرسید مگه خودت نیز باهاش نیستی؟ 
گفتم: "نه با اون نیستم
ولی بده تا برات بنویسمش"
کمی جبهه گرفت و گفت نه میدم کس دیگه بنویسه و دنبال کسی گشت ولی کسی رو ندید. 
گفتم: "بابا نگران نباش بیا برات می نویسم بعد به یکی چون ناظر نشونش بده ببین اگر کاندید خودت را نوشته ام اون وقت بندازش توی صندوق."
بعدش گفتم: "خبرگان کی را برات بنویسم؟"
اصلا نمیدونست که به خبرگان هم باید رأی بدیم
و در این بین که ازش می پرسیدم این یا اون؟ هر کدوم رو بگی تا برات بنویسم که زن ناظر گفت: "کاندید رهبری را براش بنویس
"
سامانه پیامک کهگیلویه و بویراحمد = smskb.ir
خلاصه بریم سراغ ماجرای اصلی خودمون:
اومدیم و اول از همه نام سید شرف الدین ملک حسینی رو برای خبرگان نوشتم و یه نگاهی به لیست نامزدها کردم که بلند زمزمه کرده بودم ببین از 65 نفر تنها 6 تا باقی مونده اند که ناظر شورای نگهبان گفت: "69 تا بودن نه 65 تا"
زن صاحب خونه که اتفاقاً فامیل نزدیکم نیز هست، همین که داشتم ایستاده رأی ام رو می نوشتم وقتی که دید اسم کاندیدم را نوشتم، با خنده و به شوخی یه فحشی بهم داد که چرا به کاندیدش رأی نداده ام. 

تازه داشتم می رفتم بیرون که متوجه شدم گوشیم همراهم نیست. 
خیلی راحت برگشتم توی حوزه و جلوی همه بازرس ها کلی دنبال گوشی گشتم و از یکی از مسئولین آقای دستفال خواستم به گوشی ام زنگ بزنه که آنتن نمی داد.
برگشتم دیدم روی همون صندلی اوله و زن صاحب خونه ام با نگهبان دم دری دارن می خندند. 
نگو خودش اونو برداشته بوده و سریع خاموشش کرده بود.
منم گفتم: "تف مِن ریت نیا یکی طلبت، جبران می کنم." 
سامانه پیامک کهگیلویه و بویراحمد = smskb.ir
هنوز ساعت 11 نشده بود که صدای کل و سرور توی خونه و محل بلند شد و آسمان شهر دهدشت رفت زیر انواع تیر های کلاش، برقی و ...
طرفداران سردار سازندگی عدل هاشمی(امیرکبیر کهگیلویه) چو انداخته بودند که سردار با 39 هزار تا یا 20 هزار تا جلو هست
اونم زمانی که هنوز برخی ستادهای انتخاباتی از ترس مردم هنوز آرا را یا نشمرده یا شمرده و اعلام نکرده بودند و بیم این میرفت که خبر شایعه باشه و خدای نکرده فرداش، حادثه سال 82 مجددا تکرار بشه.
البته مسئولین عزیز نیز بیکار ننشسته بودند و اینجور که گفته شده حدودا 200 نیروی ضد شورش مجهز از خوزستان وارد کرده بودند و منتظر کوچکترین آشوب بودند تا خیلی راحت اونو توی نطفه خفه کنند.
خلاصه خدا خواست و از جانب یکی از دوستان آمار تقریبی از فرمانداری بهم می رسید و ساعت 1 بامداد جبران کردم و به صاحبخونه گفتم آمار گفته شده اینجوریه نه اونجوری که شما شنیده اید و طرف که آمادۀ خواب بودند مجبور شدند مجددا برن دم ستاد کاندید خود و البته تا وقتی برگشت باز آرا به نفع کاندیدش چرخیده بود و راحت برگشت و خوابیدند.
(اینم از تلافی بنده
)
سامانه پیامک کهگیلویه و بویراحمد = smskb.ir
نتیجه:
ان شاءالله که کاندید جدید بر خلاف دیگر کاندیهای سابق، خود را متعلق به کل شهرستان های چهارگانه کهگیلویه، چرام، بهمئی و لنده بداند و به اصلی ترین شعارهای انتخاباتی اش جامعه عمل بپوشاند که دور دومی که شرکت می کند بدون چک و چونه و مثل تاج گردون برود مجلس زیرا که مردم خود قدردان نمایندۀ زحمت کش هستند و نمایندۀ فعال نیازی به تبلبغات زیاد برای دور بعد نیست.
عدل هاشمی بعد از قانون گذاری و نظارت، روی دو مقولۀ مهم زیر پافشاری می کردند و اکثر رأی های طرفدارنش نیز به همین خاطر بوده است.
1- تأکید بر تلاش برای اشتغال زایی دائمی با ایجاد کارخانه جات، معادن و نیز کشاورزی و دامپروری که این شهرستان های سراسر مهاجر پذیر را به قطب اشتغال تبدیل کنند و ...
2- اینکه در اکثر سخنرانی ها فرموده بودند که سعی می کنند کار جمعی را به کار فردی ترجیح دهند و در این راه نیز از هم فکری همۀ نخبگان سیاسی و اقتصادی استان و نیز جذب سرمایه های خیرین دیگر استان ها نهایت استفاده را ببرند.
جهت عضویت در کانال کافی نت بهگام نت و برخورداری از اخبار استان و علی الخصوص شهرستان کهگیلویه روی لینک زیر کلیک کنید.
یاعلی
برچسبها: مهندس عدل هاشمی , محمد موحد , کهگیلویه و بویراحمد , غلام رضا تاج گردون گچساران
نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:5  نويسنده حسن بهگام


آزمون استخدامی نیروی قرارداد کار معین دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، صبح جمعه هفدهم آذرماه ۹۱ با حضور پنج هزار و ۵۱۰ نفر شرکت کننده، در چهار حوزه امتحانی دانشگاه دولتی و آزاد یاسوج، گچساران و دهدشت، برگزار شد.

گویند عارفی وقت نماز شب به فرزندش که بیدار بود، فرمود: "پاشو نماز شب بخون."
چند وقت پیش یه مشتری اومده بود کافی نتم و چیزائی در مورد ورد۲۰۰۷ ازم پرسید و منم با سعه ی صدر به طور رایگان یادش دادم و بعدش شمارۀ کافی نتم رو بهش دادم و گفتم:
امروز سالروز رحلت معمار کبیر انقلابه و فردا هم که اولین روز رهبری آقا سید علی خامنه ای است که مصادف شده با ۱۳ رجب و تولد آقام مولی علی علی السلام. فردا رو روزه گرفتن اونم برا آقام علی(ع) و پاسداشت خون شهدای ۱۵ خرداد دارای اجری عظیم است و چه بهتر که در مساجد معتکف شده باشیم.





































خدارو شکر امروز کافی نت شپلستان رسماً افتتاح شد. البته ۲۷/۱۲/۹۰ اینترنت اون توسط آقای شمشیری وصل و اولین دشت نیز مبلغ ۵۰۰تومان بود که برای پرینت فیش حقوقی ارباب رجوع به دخل ما سرازیر شد.
با خوندن دل نوشته ی هفتم با کلیک روی عنوان "
دوست عزیزم آقای خوزستان متن زیر رو در قالب دو نظر جدا از هم و با بیانی طنز گونه برای داستان "غذای سگ نمیخورم!" ارسال کرده بود که بعد از نوشتن جواب ایشون، دیدم بد نیست این نظر و پاسخ رو به عنوان پست مطلب جدیدم،برای شما دوست عزیز بنگارم.
:
دیروز چهارشنبه(۲۱/۲/۹۰) بعد از اتمام کلاس فرایند،با سرویس ساعت ۱۱ رفتم سایت قدیم دانشگاه زابل...چون تا نماز ظهر تقرباً ۱ ساعتی وقت داشتم بنابراین زود رفتم سالن اینترنت تا اگه نظری برای وبلاگم نوشته شده،جوابشون رو بنویسم،بعد اونارو تأئید کنم.